Machine transcription
( ۱۳ )
تنزل و انحطاط اسلام
شماره ( هفتم ) سال دوم
حق بود که آغاز ضعف مسلمانان و تفرق آنها را از شروع آن تعلیمات فاسده ارائه بگیرند
و هم علامه داکتر اقبال که ترجمان حقیقت است چنین مینویسد :
لا اله گوئی بگو از روی جان تا ز اندام تو آید بوی جان
مهر و ماه گردد ز سوز لا اله دیده ام این سوز را در کوه و کاه
این دو حرف لا اله گفتار نیست لا اله جز تیغ بی زنهار نیست
با پشیزی دین و ملت را فروخت هم متاع خانه و هم خانه سوخت
لا اله اندر نمازش بود و نیست ناله ها اندر نیازش بود و نیست
نور در صوم و صلوة او نماند جلوۀ در کائنات او نماند
آنکه بود اله او را ساز و برگ فتنه او حب جان و ترس مرگ
رفت از او آن مستی و ذوق و سرور دین او اندر کتاب و او بگور
تا جهاد و حج نماند از واجبات رفت جان از پیکر صوم وصلواة
روح چون رفت از صلوة و از صیام فرد ناهموار و ملت بی نظام
سینه ها از گرمی قرآن تهی از چنین مردان چه امید بهی
از خودی مرد مسلمان در گذشت ای خضر دستی که آب از سر گذشت
بجاست صاحب ذوقی که طالب ادب و نظافت حقیقی باشد و تعلیمی جوید که بنده را در زندگانی
دنیا وحیات آنجهانی بکار آید و ازالواث و رذائل که در بعضی از شعب تمدن جدید بر روی
کار آمده صیانت نماید تا بعد از تعمق و تدقیق بروی روشن شود و بذوق سلیم دریابد
که در زندگانی دنیا در راه در یافت و پاک داشتن جوارح از خیانت راهی سلیم تر از طریق
مسلمانی نیست و نفرین بران عقول و افهامی که اسلام را مانع تمدن و منافی ترقی شمرده یکبارگی
ترك طريق حق نموده در بادیۀ ضلالت خود را پرتاب کند . میتوان گفت بعضی از مسلمانان
بی علم و عالمان بی عمل مسلمانی را زیان زد خاص و عام نموده منفور عالم نمودند در هیچ دین
وروش چندانی که در مسلمانی در باب ترك رذائل و نگهداشت جوارح از خیانت و کذب
وریا و رعنائی توصیه شده نخواهد بود .
چند انکه دین مقدس با تفاق وجهد و کوشش و رحم و دلسوزی و شفقت و اظهار حق
٦٤٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
