Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم مجله کابل ( ٤٦ )
و گر زو تواناتری در نبرد نه مردیست بر ناتوان زور کرد
اگر پیل زوری و گرشیر چنگ به نزديك من صلح بهتر زجنگ
چو دست ازهمه حیلتی در گسست حلالست بردن بشمشیر دست
اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ و گر جنگ جویدعنان بر مپیچ
که گردي به بندد در کار زار تراقدرو هیبت شود يك هزار
وراو پای جنگ آورد دررکاب نخواهدبمشر ازتو داور حساب
توهم جنگ راباش چون فتنه خاست که بر کینه ور مهربانی خطاست
چو باسفله گوئی بلطف و خوشی فزون گرددش کبرو گردنکشی
چو دشمن در آمد بعجز از درت بدر کن ز دل کین و خشم ازسرت
چوزنهار خواهد کرم پیشه کن ببخشای و ز مکرش اندیشه کن
ز تدبیر پیر کهن بر مگرد که کار آزموده بود سالخورد
بر آرند بنیاد روئین ز پای جوانان بشمشیر و پیران برای
ببندیش در قلب هیجا مفر چه دانی کز آن که باشد ظفر
چوبینی که لشکر همه پشت داد به تنها مده جان شیرین بباد
اگر بر کناری برفتن بکوش و گر در میان لبس دشمن بپوش
وگرخودهزاری و دشمن دویست چوشب شد در اقلیم دشمن مابست
شب تیره پنجه سوار از کمین چو پا نصد بشوکت بدرد زمین
چه خواهی بریدن بشب راهها حذر کن نخست از کمین گاهها
میان دو لشکر چو یکروزه راه بماند بزن خیمه بر جا یگاه
گر او پیش دستی کند غم مدار ور افرا سیابست مغزش برآر
میان دولشکر چو یکروزه را ند سر پنجۀ زور مندش نماند
تو آسوده بر لشکر مانده زن که نادان ستم کرد برخو یشتن
چو دشمن شکستی میفکن علم که با زش نیاید جراحت بهم
٥٧٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
