Machine transcription
صفحه (۲)
سال اول - مجلۀ کابل
شماره (۳)
ساز را میگویند.
انسانهاییکه در اوایل بساختن شعر آغاز نمودند غایۀ نهائی شان فقط جمع و
تالیف آغانی و سرود هائی بود، که آنها را جمع و تالیف نموده ومثل که موسیقی را
ممارست مینمایند آنرا نیز زیر مما رست قرار دادند. و اگر بخواهیم علاقه
عاطفه را در اینجا بنظم گرچه این نظم شعر یا موسیقی باشد بشناسیم در هر سه
این ها بيك لهجه وصدا و آواز منظمی برمیخوریم که این صدا و آواز را اگر
بلغت ایقاع شعر بنامیم معنی مطلب خوب تر و نزديك تر میرسد. و ایقاع این
دو چیز فقط برای تحريك وشورا ندن عاطفه میباشد و بس هر گاه مواضع
عاطفه را در اعمال خودها جستجو نمائیم تقریباً تمام آنها را مشبع از ایقاع می یابیم
(درصورتیکه عاطفه را بقوت عقل محبوس و جلوگیری ننمائیم) چنانچه اگر
بحالت يك حزن عمیقی دچار باشیم، این حالت حزن ما به ایقاع شیون و گریه
يك زن یا موسیقی بیشتر و عمیق تر می شود، همچنان در هنگام رفتار يك قطعه
عسکری صدای موزيك عاطفه شجاعت را در عسکر تحريك نموده و می شوراند
و تمام اینها دلیل بر این است که ایقاع لغت عواطف بوده ومللی که ممارست شعر
را مینمودند فقط برای غنا وساز وحظ برداشتن عاطفه بود. چنانچه (الیاد
هومیر) نیز اشعار خود را بصورت غنائی در نزد یونانیها میخواند، و موقعیکه
نهضت حالیۀ اروپا آغاز نهاد مهمترین عاملی که از ناحیۀ شعر باعث تحريك و پيشرفت
آن گردید وجود مغنی هائی بود که در فرانسه نشأت یافته و برای مردم سیر و
حالت اشراف و محبت شان را به نظم غنائی می خواندند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
