Machine transcription
صفحة ( ٣ )
سال اول ـ مجلة کابل
شماره ( ٣ )
( غلبهٔ عقل )
در بالا گفتیم که در سابق عموماً شعر باساز و یا بآواز بلند خوانده میشد ،
اما این را هم نباید نگفته بگذریم که یکدوره بر سیر شعر آمد که از حالت
غنائی بیرون شده و مردم آنرا بدون ساز و آواز خوانده و می شنیدند و این
پیش آمد وقتی بر شعر واقع شد که عقل بر عواطف غلبه نموده و همان غایه و مقصود
اولی که از شعر طالب معنی بودند نه ایقاع بمیدان آمده و معنی مقدم بر ایقاع گردید ،
اما با وجود اینها می بینیم که خواندن شعر بیصدای بلند برایما لذت کامله نمی بخشد .
زیرا همان طوریکه عقل از معنی مسرور میگردد عاطفه نیز باید از استماع و ایقاع
آن مسرور و مبتهج گردد و از همان وقتی که شعر نخواندن آهسته رواج یافته
و از حالت غنائی افتاد . تکلف بلاغت دران جمع شده و بالاخر صناعت لفظیه که
عبارت از قواعد تشبیه و استعاره یا مجاز و غیره باشد بمیدان آمد و طبعاً عقل
از معانی بلند آن مسرور میگردید اما عواطف بحالت جمود باقی میماند چنانچه
قصایدی که درین دوره ساخته شد همه را باید بآهستگی و سکوت مطالعه کرده زیرا
قصاید مذکور موضوعات تفکری را پرورش داده و ذهن را مشغول میکند
اما با عاطفه هیچ سروکاری بهم نمیرساند و این خارج از وظیفه شعر میباشد .
در حالیکه پیشتر گفتیم شعر لغت عواطف و بلکه حماست عواطف است و بهمین
مناسبت و قتیکه ( ابو تمام ) بهترین و اجود ترین اشعار عرب را میخواست
در کتاب که سردست داشت داخل نماید پس از انتخاب اشعار مذکور آنرا
در کتابش ضم نموده و کتاب را بنام ( حماسه ) موسوم ساخت حماست در لغت
عربی احتداد و شدت و حرارت را میگویند در حالیکه عقل طبیعتاً بارد بوده
و حماست ندارد ، بلکه حماست یکی از خواص عواطف است و از همین باعث است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
