Machine transcription
( ۳۳ )
بقول بعض ديگر هست در شهر عدن قبرش
بقولى در سواد آمل و كرخ و نجف باشد
بهر تقدير دراينجا نبا شد مرقد حيدر
چو كرد افكار اينمعنى فقيهه بلخ درمجلس
چوشب شدديد آن منكر كز اولاد نبى جمعى
على گفتا چرا انكار قول مصطفى كردى
چو اوبيدارشد از خواب نالان پيش حاكم رفت
بگفتا اعتقاد پيش بياطل بود بر گشتم
چو خواب خودبحا كم گفت وحالش آنچنان ديدند
چو بشكافتند آن مرقد وجود شاه سالم بود
چوقبر شاه ظاهر شد عمارت بافت بس آنجا
چو اندك مدتى بگذشت شد چنگيزخان ظاهر
كسى كم ماند تاگويد كه هست آيمرقد حيدر
زترس مشركان هر كس كزاين اسرارواقف بود
ازین چون سه صدوپنجاه وشش سال دگر بگذشت
كه آنجا مشهد ايشان بنا كردند بس عليا
ويا اندر عراق وشام جا دارد مد ينه جا
زروى افترا ووهم ميگو يند هست اینجا
همه مردم بهر جانب روان گشتند بی پروا
گرفتند و روان بردند پيش مرتضى اورا
زد ند سيلى بروى او كه او بيدار شد از جا
سيه گرديده رويش بودو رخمین جمله سرتاپا
همينجا هست قبر مير تقى و مجتبى حقا
همه رفتند سوى مرقد از صغرى واز كبرى
نگرديده سر موى زاعضاى على بيجا
روان شدلنگ وبينا گشت كورو گنگ شد گویا
بقتل آورد جمله مردمان را اندران غوغا
زظلم ظالمان ويران شده چندين عمار تها
مزار خواجه خير ان نام بنها د ند بر عمدا
ببا مر قا در بيچو ن قديم حى بيهمتا
طلوع مطلع ثا نی نمودم چون يد بيضا
بياخ آورد آن تاریخ را چون شيخ بسطامی
چوسادات واهالى متن آن تاریخ راد يدند
بشهر بلخ حاكم بود آنگه با يقرا سلطان
بسوى خواجه خير آن روان گشتند و خیر آن بود
چو بشكافتند آن صندوق را مجموع شد ظاهر
برون آمدزمرفد خشت سرخ وداشت خطى هم
كه ( هذا قبر شير حق وصى احمد ولى الله )
بسال هشتصد وهشتاد شش در بلخ شد پيدا
بعهد دولت سلطان حسین بايقرا از نو
هواى اوعير آميز گشت وباده شك افشان
بطو ف روضه پاك على ابن ابيطالب
ديا ر قبة الا سلام بلخ امروز در معنی
درون خلوت او دوش بودم معتكف جامى
برو برهان مجو ديگر گواهى نه ازين بهتر
بوصف ساقى كو ثر وصى سيد لو لا
بدان صورت يكى تاریخ دیگرنیزشد پيدا
به پيش والیان منك كردند این سخن افشا
بأمر او بسى از سد و درویش ومو لنا
که ظاهر گشت قبرحیدر صفدر دران ماوا
نشانها كه ميجستند از هر پیر و هر برنا
نوشته بود باالفاظ صاف و روشن و خوانا
قسيم النار و الجنه امیر افضل و اصفا
مزار حيدر صفدر امام د ينی و عقبا
مزار حضرت شاه ولایت باز شد احیا
شده آبش گلاب وخاك او شد عنبر سارا
زصدق دل اگر آئى كشايد جمله مشكلها
چوفردوس برین گشته فرح ناك است وروح افزا
بگوش جان من آمد ندا از عالم بالا
هزاران گنگ و كورو كر كه صحت یافتند اینجا
ما این قصیده را، ازجهته آن نقل كرديم ، كه در بين تزئينات ونقاشيهاى ديوار دا خلى،
گنبدویم ( گنبدحرم) بخط جلى وبسيار خوش تحرير يافته، ورنه این قصيده، از باعت خامی، لایق
حضرت جامی شده ميتواند ونه لائق آن داشت كه در داخل گنبد خاص ثبت گردد . اما آنچه
واقعاً از مولانا جامی است همان رباعى مشهور وى است كه داد سخن را داده ودر الفا ظ
متین دشایان يك دنیا معانى، آبداری را گنجا نيده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
