Machine transcription
( ۳۲ )
صندوق برداشته بشهر هرات نقل دهند ، و در آنجا در مدرسهٔ علیای ( شاهرخیه ) که متصل
مسجد جامع هرات است ، خلوت گزین صومعهٔ خاک سازند ، تا با لای مزار مبارک عمارت
عالی ، برای زائران و پاسبانان ، طرح و تعمیر گردد ، و هرات که دارالخلافه است باین سعادت
مستفیض گردیده اهل عالم بدان بلده روی نیاز بگذارند ، و بزیارت فائز آیند ،
ولی سلطان به جهات چند ، بدین امر موفق نشد . بیکی آنکه هر قدر استخاره نمود
راهی نگشود ، و دیگر ، علما و مشاورین سلطان را ازین امر نامعقول ما نع آمده گفتند
اگر شما چنین اقدامی دست زنید پاد شاهانیکه بعد از شما خواهند آمد، بدین صرافت افتاده
و هرجا دارالخلافه شان باشد ، جسد مبارک را آنجا نقل خواهند داد ، واین بی ادبی از شما
رواج خواهد گرفت ،
دیگر آنکه اگر ابو مسلم مرو زی میت مطهر را ، نقل مکان نمود ، بامر امام جعفر
صادق رض بوده و از بسیار امکان دارد که بنابر اشارت خود حضرت شاه بوده باشد ، پس اگر
شما بدون امر و اجازه بدین کار مبادرت میورزید ، خدا خبر که چه نتیجه های بدی رو
خواهد داد ؟
قصیدهٔ منسوب بحضرت جامی
و ابیات چند فضائی درین مورد
بالجمله وزیر کبیر و دستور روشنضمیر امیر علی
شیر متخلص به ( فائی ) چند غزلی درینمورد ایراد
و جانیک میگویند جناب مولینا عبدالرحمن جامی نیز
قصیده که حاوی اینهمه واردات تواند بود انشاد فرمودند که ما هم اينك بر حسب موقع آنها
را نقل واستنساخ مینمائیم ،
قصیدهٔ منسوب به جامی صاحب
چوشد قندیل زر گردان بر اوج قلعهٔ مینا شعاع شمع کا فوری مه گردید ناپیدا
سیاه زنگیان شد منهزم از خطهٔ ماچین لوای فتح شاه چین چو عکس انداخت دردریا
فرودشد زورق سیمین درین سیا بکون دجله روان شد کشتی زرین بروی نیلگون دریا
بگوش هوش من آمدندا از عالم غیبی که میگفتند با هم ساکنان عالم بالا
صلو خ مطلع اول بیا با گوش جان بشنو نمی گفتا نه من گفتم بقول روشن اصفا
برایوان ولایت کو کب اقبا ل طالع شد زگر دون سعادت آفتاب صبح شد پیدا
زمنسوبان سلطان بایزید آن عارف بسطام بکی آمد ببلخ و داشت تاریخ نکو انشا
زفرزندان شمس الدین بیکی بوده محمد نام بنی جوی وعلی جود و حسن خلق ونسب آرا
که در هندوستان در خانهٔ شیخ مسلمانی بدست افتاد او را اینچنین تاریخ روح افزا
باین مضمون که بعد از پانصد و سی سال از هجرت بعصر سنجر ماضی که شاهی بوده با تقوا
که در بلخ است صندوق امیرالمومنین حیدر نهان در قریهٔ (خیران) بگفتی این نشانیها
زسادات واکابر چار صدکس درمیان بلخ بخواب خویش دیدند بودن حیدر درین ماوا
چودیگر روز شد آن چارصد کس جملگی رفتند به پیش حاکم کاحمد قماچی نام بود او را
چو سادات واهالی و موالی جمع گردیدند عیان کردند خواب خویش را آن چارصددانا
فقیهی بود در مجلس امام و پیشوای خلق بکردانکار و گفتا نیست قبر مرتضی اینجا
که در پای منار مسجد آدینه در کوفه شهادت یافت شاه و هست قبرش اندران ماوا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
