Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
شان ایستاده میشود و دختر با وضع آرام میگوید:
ـ: او.و. جناب کاپیتان آمدید؟
بعد فوری روی خود را بسوی مقابلش گردانده و بزبان آلمانی میگوید:
ـ: فاروق بی خیلی خوب المانی حرف میزند!..
موسیور بورژگوی مهندس !..
ضابط ! .
ـ: مشرف شدم افندی!..
ماریورا باز پشت خود را بطرف کاپیتان دور داده و با مهندس بصحبت خودشان ادامه میدهد .
درین فرصت جوان دیگری نزديك شان آمده میگوید:
ـ: میتوانم با مادموازل ماریورا رقص کنم؟
ـ موسیو پولنسکی ! ماتم دار هستم معافم دارید:..
آن مرد آه به بخشید! گفته و جدا میشود .
دختر هنوز با مهندس صحبت دارد ضابط بعد از دقیقه پاهای خود را بيك دیگر زده میگوید :
ـ: با اجازه شما مادموازل ماریورا !.. و میرود ...
ـ: کجا میروید ؟ ..
ـ: با یکی وعده رقص داده بودم !..
ـ کاپیتان کمی سرم درد میکند. من هم میخواهم بروم!.
ـ اگر میل دارید بفرمائید !..
مادموازل ماریورا مهندس را به اشاره سر سلام داده با کاپیتان روان میشود... بطرف چپ بالای کوچ و آرام چوکی عمۀ ماریورا و صاحب خانه نشسته اند ماریورا نزديك عمۀ خود رفته میگوید :.
ـ: عمه جان ، اجازه میفرمائید برویم، زیرا سرم درد میکند؟..
صاحب خانه در حال از جای خود بلند شده و به نزاکت اظهار میکند !
ـ: اوووه حضور داشته باشید. هنوز خیلی وقت است!..
_۹۲_
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
