BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 99

Page 99

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 99 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر شان ایستاده میشود و دختر با وضع آرام میگوید: ـ: او.و. جناب کاپیتان آمدید؟ بعد فوری روی خود را بسوی مقابلش گردانده و بزبان آلمانی میگوید: ـ: فاروق بی خیلی خوب المانی حرف میزند!.. موسیور بورژگوی مهندس !.. ضابط ! . ـ: مشرف شدم افندی!.. ماریورا باز پشت خود را بطرف کاپیتان دور داده و با مهندس بصحبت خودشان ادامه میدهد . درین فرصت جوان دیگری نزديك شان آمده میگوید: ـ: میتوانم با مادموازل ماریورا رقص کنم؟ ـ موسیو پولنسکی ! ماتم دار هستم معافم دارید:.. آن مرد آه به بخشید! گفته و جدا میشود . دختر هنوز با مهندس صحبت دارد ضابط بعد از دقیقه پاهای خود را بيك دیگر زده میگوید : ـ: با اجازه شما مادموازل ماریورا !.. و میرود ... ـ: کجا میروید ؟ .. ـ: با یکی وعده رقص داده بودم !.. ـ کاپیتان کمی سرم درد میکند. من هم میخواهم بروم!. ـ اگر میل دارید بفرمائید !.. مادموازل ماریورا مهندس را به اشاره سر سلام داده با کاپیتان روان میشود... بطرف چپ بالای کوچ و آرام چوکی عمۀ ماریورا و صاحب خانه نشسته اند ماریورا نزديك عمۀ خود رفته میگوید :. ـ: عمه جان ، اجازه میفرمائید برویم، زیرا سرم درد میکند؟.. صاحب خانه در حال از جای خود بلند شده و به نزاکت اظهار میکند ! ـ: اوووه حضور داشته باشید. هنوز خیلی وقت است!.. _۹۲_

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 99. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/99 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/99
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record