Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
ـ : موسیو پو پسکو مساعده بفرمائید صحتم خوب نیست ..
ـ : واه واه دفعتا شما را چه شد ؟..
عمه ماریو را از کوچ بر خاسته و صاحب خانه بطرف دختر دور خورده
میگوید :
ـ : ماد موازال ماریورا آیا کاپیتان را هم با خود می برید ؟ ..
کاپیتان فوری به جواب می پردازد :
ـ : اگر اجازه بفرمائید با آنها رفاقت نمایم خیلی خوب میشود :
ـ : من خود م با آنها میروم از شما خواهش میکنم بمانید، زیرا هنوز خیلی
وقت است ! ..
ماریورا فوری روی خود را بسوی کاپیتان دور داده میگوید :
ـ : فاروق بی شما اگر آرزو دارید ماند ه میتوانید . ما همرا ه مستر پو پسکو
میر و یم .
ـ : خیر ! اجازه بدهید که من هم بیایم ، زیرا خیلی خسته شده ام. علاوتاً باید فردا صبح
وقت برخاسته کار کنم .
از شنیدن این کلمات در چشمان دختر شعاع مسروریت تابیده و لبانش بحرکت
آمده گفت :
ـ : شما خودتان بهتر میدانید ... گفته روان میشوند ...
ساعت ۱۲ شب نزديك است .
عمه ماریورا در گوشۀ بالای کوچ بخواب رفته است . ماریورا با کاپیتان نزديك بخاری
نشسته چای مینوشند . آتش در بخاری میسوزد . مهتاب شعاع نقره فام خود را از پنجره ها
بداخل اطاق نثار کرده است ...
ـ آقای کاپیتان ! امشب وقت شما خوب گذشت ؟ ...
کاپیتان گرفته خاطر است، به سوالات ماریورا جوابات کوتاهی میدهد ...
ـ ماد موازال ، آنقدر بسیار نی !...
ـ وقتی که با دخترها میرقصیدید آنقدر صمیمی و با حرارت سخن میزدید که اگر کسی
_ ۹۳ _
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
