Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
در همین وقت صدای باریک خانمی بلند میشود که میگوید:
کاپیتان ! کاپیتان! بیائید که باشما رقص نمایم !...
دختر قد بلند، کمر باریک، گندم گونی که بدخترهای قشنگ افسانوی تاریخ
قدیم شباهت دارد، با پیراهن سفید دراز ابریشمی خویش بسرعت نزد کاپیتان آمده
و از بند دستهایش محکم گرفته با اجازه دموازل ماریورا !... گفته او را در حالیکه هیچ
مقاومتی نمیتواند با خود در صالون میبرد . موزیک آهسته آهسته یک والس ویانه را
میزند... دختر فوری دست خود را بشانه ضابط گذاشته و برقص ادامه میدهد.
مادموازل ماریورا در همان جای سابقه خود عقب گلدان نهال لیمو تنها مانده است.
دختر قد بلند ، کمر باریک، چشمهای خود را بچشمان ضابط دوخته دامن خود را در هوا
کرده دور میخورد و میگوید:
کاپیتان چه اندازه خوب میرقصید !!..
رقص مرا توصیف کردید ما دموازل ؟..
آیا دیگران هم چنین تعریف کرده اند؟
درینجا عادت ظاهری همین است !...
من حقیقتاً جدی میگویم که در حیات خود چنین رقص پر هیجان را
بخاطر ندارم !..
ضابط خندیده میگوید:
مادموازل، خواهشمندم بگوئید که آیا تمام دخترهای رومن مثل شما شوخ میباشند؟..
دختر وضعیت خود را نباخته گفت:
تقریباً کم و بیش همینطور !..
راست نگفتید مثلاً من بعضی دختران رومن را می شناسم که هیچ شوخ نیستند !...
دختر چشمهای خود را بلند کرده و بانگاه معنی داری بطرف ضابط دیده
میگوید .
اوهه۰۰۰! آیا غیر ماریورا دیگر کسی شده میتواند؟.
از کجا میدانید که او شوخ نیست؟
من پوره واقفیت دارم !.. زیرا در خانه آنها بسر میبرم !
-۸۸-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
