Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
ـ آقای كاپیتان ! چطور مینوشید، شیردار باشد ؟...
ـ هر طوریکه شما میل و آرزو دارید !...
در پیاله كمی چای ریخته بعد از آن شیر هم انداخته و پیش روی ضابط میگذارد.
ـ مسكۀ ما تازه است!...
ـ تشكر میكنم!
بعد از آن كه برای خود هم چای و شیر میاندازد چوکی را پس كش كرده مینشیند.
جرعه جرعه مینوشند ... ضابط بسوی دختر دیده نمیتواند. دختر هم نمیبیند. مینوشند ... دقیقهها میگذرد!... کاپیتان بخود جرئت داده و بالاخره میگوید:
ـ مادموازل از خاطر یكه دیشب شما را متأثر ساختهام ...
دختر در حال سخن ضابط را بریده میگوید.
ـ رجا میكنم ! اگر ازین بابت دیگر بحث نكنیم خوب میشود ! . .
بعد از كمی سكوت :
ـ عمهام گفت كه از جای استراحت دیشبۀ تان اگر رضایت داشته باشید تا زمان پیدا كردن كدام جای مناسب در همین جا مانده میتوانید!...
ضابط خنده كنان :
ـ از لطف عمه تان تشكر میكنم و...
دختر چشمان خود را از پیالۀ چای دور نمیکرد . باز سخن ضابط را قطع میكند و میگوید :
ـ اگر كدام سبب دیگر نباشد من هم از ماندن شما ممنون میشوم!
کاپیتان دفعتا دست و پاچه میشود ... نمیداند که چه بگوید ... آیا برای چه حالتش يك بار دگرگون گردید؟
ـ تشكر میكنم مادموازل ، خیلی لطف كار هستید ...
ـ به نفر خود بگوئید كه امروز بعد از پیشین آمده با ما كمك نماید .. چیركت شما را در اطاق تان بگذاریم . زیرا بالای آن بخوبی راحت كرده میتوانید .
ـ خیلی تشكر میكنم، مادموازل، نزاكت تان را نمیخواهم كه سوء استعمال نمایم.
ـ٦٥ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
