Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
- ٦٤ ساله بود !
- خیلی افسوس ، ناخوشی اش چه بود ؟
- ناخوش نبود !
- خیر چه بود؟
- او را کشتند ...
- آه ! بقتل رسیده است؟
- بلی !
- پس قربان کدام جنایت شد ؟
خانم دفعتاً خاموش می شود، لباس خود را بدندان گزیده می گوید :
- بلی قربان یك جنایت ومعروض یك هجوم ناگهانی شد ...
- فهمیده شد که قاتل ها کی بود، آیا گرفتار نشد شد؟
مادام درینجا آرام می شود باز چشم هایش میدرخشد :
- بلی قاتل ها شناخته شدند ولی آنهارا دستگیر کرده نتوانستند !
- چرا؟
- نمیتوانستند آنهارا دستگیر نمایند !
- من ازین چیزی نفهمیدم !
- بگمان من فهمیدن شما لازم بود يك كمی فکر خود را بیکار بیندازید ! ... اگر بگویم که برادرم دفعتاً مورد هجوم قرار گرفته وقاتلین اورا کشتند آیا باز هم نمیتوانید افادۀ مطلب كنيد .
ضابط خاموش می شود، در چشمانش علائم مبهمی مشاهده میرسد از گلویش یك صدای خفیف و باهیجان خارج می شود :
- برادر شما چه کار میکرد؟
- يك جنرال سابقه بود .
- يك جنرال سابقه بود ؟!
- بلی !
دفعتاً فضای اطاق را سکوت مطلقی فرا میگیرد وضعيت ضابط خراب می شودچشم
.. ٥٧ _
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
