BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 63

Page 63

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 63 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق ووظیفه یا شب اخیر می شود خانم در دهن دروازه استاده و میگوید : داخل شوید نان شبرا یکجا میخوریم!... تشکر میکنم مادام من طعام شب را صرف نموده ام اگر اجازه می فرمائید برای یک ساعت سخن زدن و یکدگر خود را شناختن درین شب اول در بالای میز شما بد نخواهد بود . یک فکر بد نیست و هم با برادر زاده ام معرفی می شوید! داخل میشوند اطاق کوچکی است به دیوار های آن قالین سرخ آویزان است در بین خانه یکمیز مدور گذاشته شده است در گوشۀ اطاق بخاری کاشی کاری گذاشته شده و به قالین ها روشنی آن افتاده است و آتش آن آهسته آهسته شعله وری دارد. کاپیتان به یک طرف بالای کوچ قرار گرفته است از جیب خود قطی سگرت را بیرون آورده تعارف کرده میگوید : می کشید مادام ؟.. خیر مرسی !... سگرت ترکی است . ازان هیچ نمیکشم!... کاپیتان سگرت خودرا اتش داده و نفس عمیقی میکشد، دودغلیظی پیچ و تاب خورده بطرف سقف خانه بلند می شود . ساعت ۹ وسی دقیقۀ شب است. خانم بالای میز نشسته است در ینوقت ضابط میپرسد. مادام ، شما سیاه پوشیده اید ، خیال میکنم ما تم دارید؟!! چشم های خانم از حدقه برامده میدرخشد، خیلی به نفرت بطرف ضابط دیده میگوید: بلی درین دو ماتم بزرگ هستم! یکی از مملکتم و دیگری ماتم برادرم. برادر خود را از دست داده اید ؟؟؟. بلی!... چقذر وقت می شود ؟ سه ماه! واه... واه،مادام. پیر بود؟... _ ٥٦ _

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 63. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/63 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/63
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record