Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
- آلو، آلو؟..
- فاروق ؟..
- توهستی ماریا؟..
- فاروق، انتظار دارم !.. بصورت فوری یك مرتبه بیائید! .
- ترا چه شده، ماریا؟.. صدایت خیلی گرفته و پریشان بگوشم میرسد! ..
- رجا میکنم، از من چیزی نپرسید ! .. انتظار دارم میگویم زود بیائید ! ..
- محقق است یك چیز فوق العاده رخ داده ! .. بگو چه شده ... چیزی شنیده ئی ؟ ..
- خیر، خیر ! .. هیچ نشنیدهام چیزی نمیدانم ! .. فقط میترسم، خیلی میترسم ! .. اوه فاروق
اگر مرا کمی دوست دارید میآئید! . اولین دفعه است که بتو اینقدر عذر میکنم چه میشود
بیائید! . نگفتید، مرا آزرده نسازید ! . خیلی مضطرب هستم ! .. خیر ! .. محقق میآئید ! ..
صدای ماریا گرفته میشود، معلوم است گریه میکند ...
- فاروق ، اگر نیائی ! ...
- ماریا ، ترا چه شده ! .. گریه میکنی ! ..
- خیلی پریشان هستم عذر میکنم ، بیا ! ...
- غیرممکن است عزیزم قبل از ساعت یك برآمده نمیتوانم ! ...
دختر با تمام قوت در تیلفون صدا میکند !
- محقق میآئید، محقق میآئید، فاروق ! ..
- آه از تو آزرده میشوم ماریا ! ... حرکات طفلانه میکنی ! یك ساعت قبل ، يا يك ساعت
بعد چه فرق میکند ! ..
- تصور کرده نمیتوانی که درین لحظه بچه اندازه مضطرب هستم !...
میترسم !... میترسم !... دیوانه میشوم ! ... زیرا خیلی مضطرب و پریشان هستم ! ..
اینطور نکنید بیائید ، بیائید ! ..
آهسته آهسته آواز دختر قطع میشود ! ... باز قوای خود را جمع کرده میگوید:
- فاروق ! .... سخن زده نمیتوانم ! ... خبر شدم ! ... اگر نیائید ! .. اگر در حال
نیائید ! ....
- ماریا ! .. ماریا ! .. دیوانه شده ئی ! .. ترا چه شده ؟ ...
این بار صدایش بکلی قطع شد ، و جوابی نشنید ...
- ۱۹۰ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
