Machine transcription
فصل هشتم
١٣٠
معاهده یکی از همسایگان خواهد بخشید واکر خود او هم مملکت خود را تقدیم نماید همسایههای خارجه یا رؤسای
کوچک مملکت اورا مجبور باین اقدام خواهند نمود لزوم ندارد این مطلب را در اینجا مشروحاً بیان نمایم زیرا
که این معنی بتمام اشخاصی که از امورات مشرق زمین بصیرت دارند بخوبی واضح است نظر بمطالبی که دراین
فقرۀ آخری مذکور شده که آیا افغانستان در زمان آتیه تجزیه شده و استقلال آن از میان خواهد رفت
یا خود را این قدر قوی خواهد ساخت که بتواند خود را محافظت نماید باید این هر دو مطلب را کاملاً بیان نمایم
و ملت خود را نصیحت نمایم در این قسم اظهار خواهم داشت و مصلحت خواهم داد که برای سن افغانستانرا
چه طور محکم نموده دولتی قوی و مستقل باید ساخت مطلبی دیگر در باب اقداماتی نیب باشند که باید بعمل
آورد تا همسایگان افغانستان بتوانند آنرا بین خودشان تقسیم نمایند در باب این مطلب در قسم ثانی که
در باب پولیتیک خارجه است مخصوصاً مذاکره خواهم نمود افغانستان مملکتی است مشابه بزمین قابلی که
انواع گلها و میوه جات را ازان میتوان بعمل آورد اگر بدست باغبان خوبی یعنی تحت امر حکومت حاکم
عاقلی بوده باشد زیرا که ممالکی که دارای محصولات دو سائلی که بجهت ترقی آنها لازمست نبوده باشند
مثل زمین شوره زاری ست که با وجود زحمات باغبان گل و میوه جات آنجا کمتر بعمل می آید ولی
افغانستان دارای چندین اسباب تمول و قوت و ترقی میباشد چند فقره از آنها را بیان مینمایم
اول در باب معدنیات میباشند
این مملکت مملو از معادن بسیار پر منفعت میباشد و اقسام آن مختلف یعنی یا قوت احمر و یا قوت زرد
و سنگ لاجورد و طلا و نقره و سرب و مس و آهن و ذغال سنگ میباشند بموجب راپورت معدن
شناسان فرنگی بعضی ازین معادن مذکور میشود بزرگترین معادن دنیا باشند تمام این معادن یقیناً
استعداد این را دارند که بعد از وضع مخارج کار خود منافع بسیار هم ازان عائد شود ولی این جواهرت
ومعادن پر منفعت تا زمانی که بخوبی آنها را مفتوح نمایند مثل گنج مخفی میباشند مثلی است مشهور
نزد مرد موقوف الماس و دریکان است
دویم در باب تجارت میباشند
اسباب
١٣١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
