BrowseDurrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān → page 87

Page 87

Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān · pages 1–700


Page image — the source of record

Scanned page 87 of Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān

Machine transcription

۲۸ اقدام ورزید و با وجود یکه سزاهای شکم پاره کردن و بینی بریدن و چشم کشیدن بر مردم متمرد و مخل امنیت عامه مقرر داشت مگر باز هم اقوام بی رحم و عاطفه و بد کردار و مرده ان شطاح از حرکات بیجا وظلم وتعدی و اخلال و نفاق وجور و چپاو دست بردار نمی شدند و با خلق خدا مراعات انسانیت و رعایت امنیت مملکت نمیکردند . در سال ۱۲۱۱ هـ ق که اعلیحضرت زمانشاه بشهر لاهور و امرتسر نزول اجلال فرمود در اثنای ایام جشن باشکوه سلطانی که بمناسبت استرداد ایالت پنجاب انعقاد یافته و سه شبانروز شهر لاهور و امر تسر را حکم چراغان فرموده بودند مرد مسلمان و هندوی لاهور بمناقشه خانه ها درامده بودند . اعلیحضرت زمانشاه فرمود که ازین وضعیت گروه اسلام و هنود اگر حکم بر قتل عام دهم سزاوار است ولی چکنم که رسم اسلامیت و دستور سلطنت نمیگذارد و این امر منافی اخلاق اسلامی و بعید از مراحم سلطانی است لهذا حکم بر قتل عام میفرمایم ولی بهتر است از تاریخ امروز از مردم هندو که باین گناه مرتکب شدند اندهل بستانند. محصلان و افراد عساکر از انکه افراد اسلام را نمی شناختند هندو و مسلمان را از هم فرق نکرده از همگان جزیه می ستانیدند. اعلیحضرت زمانشاه بمجرد استماع فی الحال امرا کید فرمود که طایفه اسلام از تمام تکالیف معافند تنها اهل هنود که جزیه بران طایفه مقرر است برطبق اصول اخذ نمایند و بر آنها نیز سوای اخذ جزیه که امر قانونی است دیگر تکالیف رواند ارند اما بکسان آنطایفه که پیوسته تمرد می ورزند در صورت دستگیر شدن جزای عمل ایشان داده خواهد شد واز بی قانون مستثنا اند در اثناء مراجعت سفر سال ۱۲۱۱ هـ ق از طرف پنجاب بعزم دار السلطنه کابل در عرض راه در منزل گجرات چهار نفر سرداران درانی که از جمله عمال وضباط و محافظان ذی صلاحیت آن ولایت بودند و بسی که قریه سادات مقیم آنجا را بحکم خود غارت کرده بودند از اثر عرض رعایای آنجا اعلیحضرت زمانشاه با آنکه سرداران درانی از وابستگان خودش بود در برا بر حقوق رعایا اهمیت نداده حکم فرمود تاهر چهار نفر درانی را بلا معطل شکم بدرید. یعنی در امر مجزاء و مکافات اعلیحضرت زمانشاه هیچگاه از شیوه عدالت نمیگذشت و شخص مداح و خود غرض را بسیار بنظر تقبیح می نگریست چنانچه وقتی اعلیحضرت زمانشاه در اشرف البلاد قندهار برسید روزی بود که باران می بارید مولوی عبدالحق نام بدر بار شرفیاب شده عرض کرد که الحمدلله الیوم از مقدم حضرت شاهنشاه مد ظله العالی در تمام نواح قندهار باران می بارد اعلیحضرت زمانشاه فرمود دروقتی که من تولد نشده بودم در قندهار بروی که باران میبارید و وقتی که من میمیرم آیا بروی که و به مقدم که باران می بارد و فی الحال در دیگر شهرها از لحاظ کدام سلطان باران میباردچون تو عالم نه ئی مگر ؟ و اگر شخص دیگر می بود شدیداً سیاست میکردم چون تو عالمی فضیحت برعالم روا نمیدارم ولی بهتر است از بارگاه خارج شوید. درباره سلاطین درانی چه در کتب تواریخ و چه از شنیدگی ها روایات منقول خیلی زیادست ولی بطور مثال بچند عبارات فوق اکتفا ورزیدیم و اينك بدرج شعر اعلیحضرت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān, page 87. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0964/87 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0964/87
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record