Machine transcription
جنگنامه
(٦٠)
وزان جایگاه همچنان واژگون
روان سوی استالف افگنده سر
ببرگ گیاه ستر اندام خویش
که این سنت فعلی از آدم است
چه خوش گفت فردوسی نامدار
( پسر کو ندارد نشان پدر
هرآنکس که آنگونه میدیدشان
بچندین جفاهای زاندازه بیش
وزان بعد افضل زدانش وری
بفرمود با لشکر خویشتن
بگردید جمله بيك جای جمع
زيغما يران چيز برداشتند
همی خواست تا گیرد آنجا قرار
ولی داشت تشویش کابل زمین
بلشکر بفرمود آن نامدار
چنین گفت و روسوی کابل نهاد
همی تاخت تـارفت پیش پدر
هم از کار حیدر که گشتی اسیر
بان انجمن گفت همه يك بيك
همه خون ز دیده فرو ریختند
فغان کردهريك که این حال چیست
كجا حيدر آن مشعل انجمن
بدست ستم پیشگان شد اسیر
پریشان و حيران و دل پر زخون
شدند و نديدند با یکدگر
بمردند و کردندنهان نام خویش؟
بیابد که فرزندش آرد بدست
که این نکته دارم از و یادگار
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر »
زخو د جامه می بخشید شان
باستالف آخر رساندند خویش
درخشان برخ چون مه و مشتری
که ای تره شیران لشکر شکن
بگشتند چو پروانه ها دور شمع
بفرمود هر كس بخود داشتند
که انداز داز جام مردم دمار
زشـاه و از ان لشکر پر ز کین
که اکنون بباید روسوی شار
وزان سوی غمگین و ازین سوی شاد
بشاه گفت آنکرده ها سر بسر
جدا ماند از دیده آندل پذیر
دريدند گریبان زدست فلك
بر خاك حسرت همی بیختند
که بر روز ما چرخ باید گریست
کزو بود روشن دل و جان و تن
چه خواهد رسد بر وی از چرخ پیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
