Machine transcription
٦٦)
چنین گفته وزار بگریستند وزان پس باندوه و غم زیستند
همان لحظه اکبر زلغمان زمین بیامد پر از رنج وزار وحزین
رخ ارغوانی شده زعفران زتب گشته چون موتن پهلوان
چوشاه دیدش آلوده زاروزبون باحوال او ریخت از دیده خون
کنون گفت اقبالم از پا فتاد بمن بخت پشت و فا بر نهاد
بباید یکی چاره جویم همی که ماند بجا آبرویم همی
ببینم دلیران کابل چکار نمایند با ما درین کار زار
بکوشند در جنگ یا صلح پیش بگیرند از چاره جان خویش
وزان بعد نام آوران را بخواست ولی هر دم از رنج محنت بکاست
چو محمود خان و چو نایب امیر چو شاغاسی خان کلیل دلپذیر
دگر خان شیرین و جبار نیز که بودند مردان صاحب تمیز
علی خان هم آنجا بودی چاره جوی فراوان بدیشان بسی نامجوی
به آنان بگفت آنزمان شهریار چه بینید شایان این کار و بار
بصلحید خواهان و یا سوی جنگ که نبود ازین بیش جای درنگ
همه گفتند ای خسرو تاجور جهان زیر فرمان تو سر بسر
بهر کار فیروز دانــا تــویی خدا داده در دانشــت پیسلوئی
که خلق از تو خود پای بگرفته اند دل خود سوی شاه پذرفته اند
تودیدی که خلق کوهستان زمین چه کردند با تو ز آئین کین
همه زیر يك پرده اند پرده دار همان به نباید شوند آشکار
نکو آنکه زین ملك بیرون شوی به نیکی سخن های ما بشنوی
نه نيك است کاین ملك سازی خراب بود ریشه عمرت اکنون در آب
جهان را جهان دار پویان بود که هر گونه تدبیر دوران بود
امید آندکه ایزد شود یار تو بکف بر نهد رشته کار تو
زمانه بيك رنگ نبود قرار ببین چیست آئین لیل و نهار
چوشاه این سخن ها از ایشان شنید یکی آه سرد از جگر بر کشید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
