Machine transcription
جنگ نامه
(٦٣)
چنین گفت تیمور شه (١) نام جوی أیا مسجدى شير پر خاشجوى
که امروز فيروز نيك است فال شود فرق جام بلور و سفال
که هريك در ایام فرصت جو شير شمارند خود را بميدان دلير
ببینیم که گفتار و كردار چيست كه اينجا بخندد كه خواهد گريست؟
چنین گفتند و روى برتافتند بمیدان سوى جنگ بشتافتند
بهمراه شان خيل جنگ آوران بنیروی شیر و پلنگ آوران
بیاراستند صف بمیدان جنگ بدست هر يكى قبهٔ آب رنگ
چونزديك شد افضل شیر گیر که آرايد هنگامه دار و گیر
بگردید یحیی همی بدگمان ز نام آوران كوهستانيا ن
که اکنون مرا در كف اود هند كه تا خونم كردار خون واو هند
گریزان شد از جنگ نادیده جنگ فکند از سر عمامه لاله رنگ
غلام هم بدانسان وشاه زاده نيز نهادند روی خود اندر گریز
ز کردارشان لشكر از عام و خاص گريزان شد ند تا كه يابند خلاص
چوتيمور شه و مسجدی پندار بماندند این هر دو تن نام دار
دران فرصت آمد روان خواجه خان بنزديك تیمورشه اندر زمان
که شاهزاده گریخت با لشكر (٢) بكوشيم ما خود درین ماجرا
چودید آنچنان افضل پر ز كين گريزنده خلق كوهستان زمين
بسوی قلعه تيز بشها در و بجنبید با لشكرى همچو کوه
چونزديك تر شد بخيل سران که بودند آنجا زنام آوران
بمالید تیمورشه از پردلی بدست آنزمان آهنین پلی
بفرمود آن عرصه تن نام جو بدان شیرمردان پرخاش جو
که يك بار همه تیر باران کنید همه قصد جان سواران کنید
(١) تيمورشاه هم يكى از مجاهدين ملى كوهستانى و از همكیار ان پیر مسجدی خان
غازى بود.
(٢) مقصود از شهزاده در اينجا سردار محمد افضل خان است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
