Machine transcription
(٥٣)
جنگ نامه
زسم ستوران زمین گشته ریش نهادی شتر مرهم از پای خویش
زمین گشت پر نقش بدر و هلال ز بس ساخت اسب و شتر پای مال
د لیران بجولان گری همچو باد چو سیا ره هر سو قدم بر کشاد
هوا نیل گون شد ز گرد سپاه مکدر شده نور خورشید و ماه
سهیل سبك باد پایان د گر روان گوش گردون ساخته است کر
بدین زمزمه آن سر سروران روان گشت با آن سپاه گران
همی راند روز و شب آن شهریار دلش گرم تاراج کا بل دیار
پس از چند سالار خیل و سپاه بدین شادمانی بسر برد راه
بغزنین چو نزديك گردید شاه که آنجا بدی حیدر کینه خواه
رسید آگهی سوی آن سرفراز که هان ای سپهدار با عز و ناز
ترا چرخ گردون کمین بنده باد ترا اختر بخت رخشنده باد
همیشه بجا بادت ناموس و ننگ که آمد سپاهی ز شاه فرنگ
سپاه فراوان برون از شمار بود شاه شجاع اندران شهر یار
جهان جوی از بهر کین آمده به یغمای کابل زمین آمده
گرفته کنون قلعۀ قندهار به همرای این لشکر بی شمار
نخستین درین شهر جنگ آورد جهان بر سر خویش به تنگ آورد
چه فرمایی ای شاه فرمان روا چه سازیم تدبیر این ماجرا
اگر سوی میدان سپاه بر کشیم سپاه در رخ کینه خواه بر کشیم
نیاریم در جنگ میدانش تاب بود لشکر کینه خواه بی حساب
همان به که در قلعه جنگ آوریم بود روز چندی درنگ آوریم
فرستیم قاصد بر شهر یار که تا لشکر آید ز کابل دیار
ازان پس بمیدانش جنگ آوریم جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ببینیم کین چرخ بیدادگر کرا رنج بخشد کرا گنج زر
چو این گفته بشنید از ان کینه ور زدش موج خون آن زمان در جگر
جنگنامه ـ بیدل ق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
