Machine transcription
(٤٢)
بلي نشۀ شادی و غم بسی سرایت کند پیش با هر کسی
ز بس شاه فیروز وا لا سر شت بساط غم و رنج در دل نهشت
در ان باغ بنشست با مهتران دگر نیز از جمع نام آوران
همه از خوانین کابل چنین ز کوهدامن و ز کوهستان زمین
نشستند پیر و جوان باوران کسی فکر خود و کسی در از یان
از ان پس سپهدار والا نسب بگفتار چون غنچه بکشاد لب
در ان انجمن هر طرف بنگرید ز کس روی امیدواری ندید
بگفتا که هان ای همه مهتران هژبر آزمايان نيك اختران
روان شاه شجاع آمده بید رنگ بجنگ آزما ئی بخیل فرنگ
که تا ملك را زیر فرمان کند دلش هرچه خواهان شود آن کند
شما نیز ایشان پذیرفته اید و را شاه عادل بدل گفته اید
که خواهد بما لطف و احسان نمود در شادمانی روان بر کشود
ولی این سخن با من آهسته دار عیانست در دیده و آشکار
که شاه را نه حکم است و فرماندهی نه اور است او رنگ شاهنشهی
همه حکم از صاحبان فرنگ وز ایشوا ساخت از بهر رنگ (۱)
که چون ملك گردد بفرمان شان نخواهد از شاه بماند نشان
نه شاه است و نی شهر یاری بدو نه آئین فرمان گذاری بدو
شود تازه آئین نصرانیان بدانسان که بد دین نصرانیان
شود ضعف پیدا در اسلام و دین چه امید تان از جهان آفرین
یقین د ا نم ای مردم هوشمند که این گفته ها نیست برتان پسند
بگوئید در دل که این ژاژ خاست که اندو کلامش ده روی صفا ست
(۱) امیر دوست محمد خان پرده از روی افکار باطنی انگلیس ها برداشته تا اهالی کابل و کوهدامن و کوهستان چگونگی همکاری انگلیس ها و شاه شجاع را شرح میدهد و واضح میسازد که انگلیس ها شاه شجاع را محض اله مداخله در امور داخلی افغانستان قرار داده و از شجاع جز اسمی نخواهد بود و تمام امور را خود فرنگی در دست خواهند گرفت و فرا رینکه عملاً مشاهده شد همه اختیارات در دست مگناتن بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
