Machine transcription
جنگنامه
٤١
چو این راشنید ازوی آن نامدار بشد غرق آن موجۀ بیکنا ر
زمانی ز حیرت فرو برد سر مشوش بشد خاطر کینه ور
وزان پس چو غنچه کشاده دو لب روان کرد وز جان یاقوت نب
بگفتا که این ر د پنا ه من است چه باك ارچه شاه کینه خواه من است
منهم آورم جا نب کینه رو بیند یشم از تیغ بیدا دا و
وزان پس سپهدار فیروز کار شۀ کا بل آن خسر و تا جدار
یلی باغ در ملك کابل زمین بدی فی المثل همچو خلد بر ین
که خود گنج عالم (۱) ورا بود نام صراحی بدش غنچه ولا له جا م
شده بلبلان مست آن با ده ها زبان در تر نم چو بگشا ده ها
زهر گل درو گونه گونه شگفت که بخنده اش باغ فر دوس گفت
فراوان درو آبهای روان که اندر تن سبزه بخشید جا ن
مثمر درو نخلها بارور بدی در دهان همچو شهد و شکر
زشفتا لو و سیب و انار و بهی دلو جا ن و تن یا فت بو ی بهی
زسیبش صد آسیب در دل نشست ولی نار صفرای آن بر شکست
ز شفتالو هر کس دهان بر نهاد روان از لب یار میکرد یاد
تر نجش چور خسا رۀ مهر شان شدی خلق عا لم بدو دل کشان
بدینگونه آن باغ جنت سر شت بدی دلنشین همچو باغ بهشت
ازان غصه هاخاطرش تیره گشت در ان منز ل خوش هوا برنشست
ز بس کرد جا در دلش در دو داغ روان سیر کردی بهر سوی باغ
نگشته تهی خا طرش از الم اگر چند مید ید د ر بیش و کم
(۱) باغ (گنج عالم) به اسم عالم گنج تا ۳۰ سال قبل هم موجود وشهرت داشت وابنیۀ
نجات امروز قسمت بزرگ باغ مذکور را اشغال کرده است درعصر مغل های بزرك در اینجا
باغی بنام (جهان آرا) احداث شده بود. در مقابل این باغ ،باغ دیگر ی بود مو سوم به
شهر آرا ورود خانه کابل از وسط هر دو با غ میگذ شت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
