Machine transcription
جنگ نامه
(٣٥)
سوار و پياده همه آتشین
که باشند چون مرغ آتش نشین
تجمل نتوان کرد هر يك بكار
که لشکر کشم سوى كابل ديار
چو این گفته از وى شنيدند بكوش
ز هر گوشه كردند هر يك خروش
که فرمانت اكنون بجا آوریم
درین جاى جمع سپاه آوریم
بگفتند این وز جا خاستند
انگشتند فكر سپاه خواستند
فرستادن هر سه پیغام خويش
که تا جمع سازند سرانجام خویش
پس از مدت آنكه پیغام رفت
چو اين قصه از خاص تا عام رفت
ز هر شهر لشکر فراوان رسيد
چگويم كه چون بود و چندان رسید
جهان را سراسر سپاه در گرفت
غبار زمین روی ماه در گرفت
بفرمود لات آنکه دانای کار
ببیند که لشکر چها شد شمار
نكو بيند آنگو نه سان سپاه
چه با شد و چو آمد در دست پا
هم از توپ و خمپاره و اشتران
صلاح از چه باشد بكار سران
شماره ده برداشت اندر شمار
بیامد سپاه جنگجو صد هزار
هم از توپ و خمپاره کو آتیند
بشد جمع صد اژدهاى كشند
همه اشتران از سلاح پر زبار
باعداد برداشت هشتاد هزار
فراوان درو از بزو گاوميش
هم از گوسفندان زاندازه بیش
در و دیده هر گونه طایفه
دل خلق گردد ازو خايفه
گروه نصارى همه سرخ روى
فلك چشم و ميمون لب وزرد موى
کلاهی بسر همچنو دیگ سياه
تویی که دیگیست اندر هوا
گروه دگر اندر وزاشپود
زویش زاندان تراشیده بود
دو پهلوى ريش كشان سوی رو
سیه نیز چون موی او روى او
بدینگونه هريك برانگیزد كبر
بچشم خلايق بدى جلوه گر
چواین بود فيها درویافته
وزان پس سوی لات (۱) بشتافته
(۱) لات قراريكه در صفحات قبل تذکر یافت عبارت از سر ويليم مكناتن وز یر ونماینده
مختار انکليس است كه بعد از عقد معاهده سه جانبه با شاه شجاع ورنجیت سنک به معیت
شاه شجاع از راه بلوچستان وقندهار عازم كابل گرديد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
