Machine transcription
(۳۰)
دگر باد سوی توای نامور توئی زینت آرای تاج و کمر
سزاوار هر گونه تخت شهی همه وقت یادت بان
چه پیش آمدت ای شه نام و ننگ شدی اتفاقی . بشاه فرنگ
که او کان ریك است با دیو بلج بازی آموخته همچو دیو
نباشد بـا ينحا فقد كار تو که از دست او باشد آزارتو
شود نیز بی پرده کابل زمین زدست خسیان نا باك دين
اگر گنج و لشکر بكار آیدت ازين ملك ايران نیاز آیدت
که دائم بهم بر پنا هیده ایم زدشمن هراسی اگر دیده ایم
بزرگان ایران و کا بل بهم کشیدند ازيك سرا پر ده دم
بیاری هم دیگران بكا نيست كجا دفع بر زهرتر يا ك نيست
نگاه کن که چون بود ماهان ما چه کردند پیشینه شاهان ما
که چون رسم یاری بهم برده اند بسری رنج و تیمارهم خورده اند
زایران و کابل جدائی نبود به بیگـانگان اشنائی نبود
با زیم با هم بهر کارزار چه حاجت که بیگانه آید بکار
مرا زین سخن راستی پیشه است تهی ازخیالات و اندیشه است
ازین بیش گفتار نبود بکام زتو اختیار است و از ما سلام
چوشاه را و زین گفته آمد پسند بشد شادمان خاطر هوشمند
بلی کاینچنین گفته باشددرست كه ايران وكا بل يك اند از نخست
پس آنکه در آن نامه شهریار که آورده بودند زایران دیار
در آورد سالار کابل زمین روان مهر خود را شه پاك دين
که یعنی ایـاشــاه فيروز بخت سزایفده تاج و زیبای تخت
درین نامه هر چیز گردیدیاز نکو هست ما را بدین اعتقاد
سرومال وجان از تو ابشده نیست مرامیچکس جز تو زیبنده نیست
کنون نیستم عهده و پیمان بکس بجز تو که هستی مرا یا رو بس
زهر گونه غم خاطرت شاد دار مدامم با الطاف خود یاد دار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
