Machine transcription
(۱۰۴)
جنگنامه
بدنبال شان عمر و شیرجان یمین گونه فی الجمله نام آوران
ستادند بر نز و شاه صف کشان وزان بعد شاه بر کشاده زبان
سوی افضل واکبر آورد رو که ای بدسگالان بی آبرو
چه دیدید از من ز کردار بد که انگیختید اینچنین کار بد
کنون کامدید اندر اینجا نخست مرا با به خدمت ببینیم چست
نکوجایتان دادم اندر دیار که خورسند باشید آنجا قرار
زنان ونمك می نکردم دریغ زتقصیر نعمت نخوردم دریغ
زبان در کم من کشادید همه زکین کهن بنا داد بد همه
رها کردم وقتل تان را ببند ندیدم بزندانتۀ دریای بند
زنو باز این فتنه انگیختید که خون دلیران من ریختید
گر از نام بد می نترسید می همین لحظه سرتان ببریدمی
ولیکن ازین پس زاندوه رها نیایید ای خیل نا پارسا
نمك خوارگی چشمتان کر دیند بر ندان احسان من بر فگند
چو بنهادند آن هر دوسالار گوش بگفتار آن شاه بیدار کوش
گشادند آنگاه زبان در سخن بگفتند کی خسرو انجمن
چرا از ملامت سخن بر زنی بگویم سخن گرچه مان سرزنی
توبنگر چه گفتار کردی بما چه گفت وچه کردار کردی بما
نخستین چه بود اندران نامه پیش زفرغان طلب ساختی نزد خویش
ز کردار آن وعده گشتی خموش همی پنبۀ غفل کردی بگوش
بيک گفته بر دروغ کسان بقتل سران بسته کردی میان
تمامی بدریا ببنداختی زکینه خور ماهیان ساختی
وليکن خداوند خورشید ماه از ان غرق طوفان بداد ی رها
بسوی تو باز آوریدیم رو فگندی زرخسار ما آبرو
نبگذاشتی شاه ما نزد خویش ز بی آبرویی شدم سینه ریش
ز تو مقصد خود ندیدم کنون سوی دیگری زان شدم رهنمون
بدنبال مالشکر انگیختی بمیدان کین خون ما ریختی
بدین زجرو تعزیر ز اندازه بیش وز آنجا طلب ساختی نزد خویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
