Machine transcription
قواعد فارسی اول
۱۹
۲۷ - بعض اسما را بطور عربی هم جمع ببندند . مثل :
افغان
افاغنه
توپ
اتواپ
۲۸ - گاهی اسم ذی روح را به (ها) و اسم غیر ذی روح
را به (ان) جمع بندند . مثل :
آدم
آدمها
درخت
درختان
حالت اسم
۲۹ - اسم را در رشته سخن ؛ حالتی چند پیش می شود که آنرا خاصهٔ
اسم نیز گویند .
(۱) حالت تجرید .
(۲) حالت مفعولی .
(۳) حالت ندا .
(۴) حالت اضافی .
آشنا . بیگانه . مشک مو . لاله . چشم . نامه . سر .
جبین . رخساره . ذقن . فاخته . سرو . چنار . بید . پخته .
خام . نگاه . قمری . کبوتر . گلبن . دست . پا .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
