Machine transcription
٤٩
شد آن زمان که رویش بسان با شد آن زمانه که مویش بسان قطران بود
شد آن زمانه که او شاد خرم بود نشاط او بفزون بود غم نقصان بود
همیشه دستش زی زلفگان خوشبو بود همیشه کوشش زی مردم سخندان بود
همیشه شاد ندانستمی که غم چه بود دلم نشاط طرف را فراخ میدان بود
عیال نه زن فرزند و مؤنت نه ازین همه تنم آسوده بود و آسان بود
همی خرید و همی ریخت بیشمار درم بشهر هر چه همی بر کرانه پستان بود
بسا کنیزک نیکو که میل داشت بدو بشب زیار شد و نزد او پنهان بود
شد آن زمانه که شعر و را جهان نسبت شد آن زمانه که او شاعر خرامان بود
تودو کی را اے ماهر و کنون بینی بدان زمانه ندیدی که در خراسان بود
بدان زمانه ندیدی که در چمن رفتی سرود گویان گوئی هزار دستان بود
کرا بزرگی و نعمت ازین و آن بودی و را بزرگی و نعمت زآل سامان بود
بد او میر خراسانش چهل هزار درم از و فزونی یکپنج میرماکان بود
کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم عصا بیار که وقت عصا و انبان بود
ن شاعر ایران بجاے مرد دگر زن میکند عجیب !-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
