Machine transcription
۳۹۰
پادشاه تمهید میبردارد سه
علم برکش ای آفتاب بلند خرامان شو ای ابر مشکین پرند
بنال ای دل رعد چون کوس شاه بخند ای لب برق چون صبحگاه
ببار ای هوا قطره ناب را بگیرای صدف در کن آن آب را
برا ای در از قعر دریای خویش بتاج سر شاه کن جای خویش
این تمهید را بر بنای خیال قدیم که (از گرمی آفتاب بخار
بالا میشود ، و از ان ابر پیدا میشود ابر میبارد و قطرانیکه
در دهان صدف میچکد گوهر میگردند) گفته است ـ
واقعه صرف اینقدر است که (تاج پادشاه جواهر نگار
است) لیکن شاعر بقوت تخیل همین سخن را بدینصورت می بندد
که گردش کار خانه عالم صرف برای ترقی دادن اوج
و شان پادشاه است باز قوت مخیله اش ازینهم بلند
پرواز میکند بزور ممدوح خود جمله عالم را محکوم خویش می بیند
ازین است که با نداز آمرانه آفتاب ، رعد ، برق ، وهوا را
احکام میدهد که هر یک وظیفه های خود را ادا کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
