Machine transcription
۳۱۹
روزیکه گذشته است از دیاد مکن
فردا چو نیامده است فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
از درس علوم جمله بگریزی به
واندر سر زلف دلبر آویزی به
زان پیش که روزگار خونت ریزد
تو خون پیاله در قدح ریزی به
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
فرمای که تا باده گلگون آرند
تو زر نه ای غافل نادان که ترا
در بوته نهند و باز بیرون آرند
این عقل که در راه سعادت پوید
روزی صد بار خود ترا میگوید
دریاب تو این یکدم فرصت که نه
آن تره که بدروی و آخر روید
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمده
خوش باش ندانی که کجا خواهی رفت
مائیم خریدار می کهنه و نو
وزنگاه فروشنده عالم بدو جو
گفتی که پس از مرگ کجا خواهی رفت
می پیش من آر د هر کجا خواهی رو
این فلسفه که باید انسان پاس نیکی و بدی را نداشته آزادانه
حرکت نماید بظاهر خیلی خطرناک است لیکن از خیام توقع چنین
فلسفه نمیشود که در بسیار رباعیات خود اقرار معاد و جزا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
