Machine transcription
٢٥٠
بچگانش بها ندتن خویش برآب نجهیدند و جستند از ان بستر خواب
گرد کردند سرین محکم کردند رقاب رویها یکسره کردند به زنگار خضاب
دادشان زربان پیوسته شرابی چو گلاب
نشد از جانب شان غائبی وز و نشیبی
گفت پندارم کین دخترکان آن من اند چون دل چون جگر و چون تن هم چون جان من اند
تا باشند درین از در مهمان من اند از فردوس من است ایشان ضوان من اند
تا درین باغ و درین خان و درین بام من اند
دارم اندر سرشان بس خبر کشیده بسی
در چو بکشاد بدان دخترکان کرده نگاه دید چون زنگی هر یکی را دو روی سیاه
جای جای بچه تابان چون زهره و ماه بچه سرخ چو خون و بچه زرد چو کاه
سرنگون ساز ز شرم و در تیره ز گناه
هر یکی با شکم حامله با ناز بسی
زربان را بدو امید وی در افتاده گرو گفت لاحول ولا قوة الا بالله
این بلای بچگان در حق من آمده همه آبستن گشتند بیک شب که دمه
نیست یکتن بمیان همه گان ایدره این چنین زانیه باشد بچهء هر غبی
اسیر تو لم یزل را طعنه نزنند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
