Machine transcription
٢٤٩
شراب را ازان در پیرایهٔ حکایت ادا کرده یعنی انگور یکزنی است از
شکمش دخترها تولد شدهاند، انگور والا خیلی شاد است که اینها دختر
هایش میباشند، و همیشه می آید بدیدارشان شادمان میگردد
اتفاقاً او را سفری پیش آمد از انجا واپس آمده دید که چهره های
سرخ و سفید دخترها سیاه شده اند و شکمهای شان بر آمده
خیلی مغموم شد که دخترها بد کار بودهاند اگرچه دخترها بسیار عذر
وزاری نمودند لیکن او هیچ نشنید و گردنهای شانرا زد بهمین جور
تا آخر حالت شراب کشی در پیرایهٔ حکایت قصه نموده ـ
شاخ انگور کهن دخترکان زادی که نه از درد بنالید و نه بر زد نفسی
همه را زاد بیک دفعه پیشش پی نه ورا قابله بود نه فریاد رسی
این چنین آسان فرزند ندید است کسی
که نه دردی بگرفتش متواتر نه تپی
چون نگه کرد بران دخترکان مادر پیر سیه بودند یکایک چه صغیر و چه کبیر
کرد شان ما در بستر همه از سبز حریر نه خورش داد مران بچگانرا هیچ زشیر
نه شغب کروند آن بچگان نی هیچ نفیر بچه گرسنه دیدی ندارد شغفی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
