Machine transcription
٢٤٧
به تیره زن بزد طبل نخستین
شتربانان همی بستند محمل
نماز شام نزدیک است امشب
مه و خورشید را بینم مقابل
ولیکن قصد دارد ماه بالا
فروشد آفتاب از کوه بابل
چنان دو کفه زرین ترازو
که این کفه شود زان کفه مائل
نگار من چو حال من چنان دید
ببارید از مژه باران وابل
بیامد او افتان خیزان برمن
چو آن مرغی که باشد نیم بسمل
دو ساعد را حمائل کرد بر من
فرو آویخت از من چون حمائل
چو برگشت از من آن معشوق مشتاق
نهادم صابری را سنگ بر دل
نگه کردم بگرد کاروان گاه
به جای خیمه و جای رواحل
نه وحشی دیدم و آنجا نه انسی
نه راکب دیدم آنجا و نه راجل
نجیب خویش را دیدم به یکسو
چو دیومی دست و پا اندر سلاسل
گشادم هر دو زانو بندش از بند
چو مرغ کش گشاید از حبائل
برآوردم زمانش از بناگوش
فرو هشتم بپویش تا به کابل
چو مساحی که پیماید زمین را
به پیمودم بپای او مراحل
همی رفتم شتابان در بیابان
همی کردم بیک منزل دو منزل
صالح محمد خان تعلیم دار صف پنجم شهر ابو بکر تقه محسه کلنه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
