Machine transcription
٢٤٦
ابر سیر و بادگرد و رعد بانگ و برق جه
کوه کوب و سیل خروش و رخ نواد و راه جوی
گور ساق و شیر زهر و یوز تاز و فرچنگ
پیل گام و گرگ سینه رنگ تاز و گرگ پوی
تیز چشم آهن جگر فولاد دل کیمخت لب
سم دندان چاه بینی ناده گام بوج روی
نیزه و گرز و کمند و ناچخ و تیروکمان
گردن و گوش و دم و سهم و دهان ساق و پوی
ببرجه باد گذر یوز دو و کوه قرار
شیر تگ پیل قدم گور دو و آهو پرواز
گوش و پهلو و میان و کتف و جبهه و ساق
تیز و فربی و نزار و قوی و پهن و دراز
ره بر و شخ شکن و شیر دل و ببرعنان
خوش دم و سخت سم و پاک تن و جنگ آغاز
منوچهری مثنوی هیچ ننوشته که واقعه نگاری ترقی می یافت
لیکن در تمهید قصائد اکثر واقعه نگاری را استعمال میکند و در نیمه رقم
یک نا واقف محسوس میکند که داستان مسلسل را آغاز کرده و اندازهٔ
قدرت بیانش هم در همین مواقع حاصل میگردد و نیز مبرهن میداند
که قصیده محض بغرض مداحی نمی نویسد بلکه ترقی دادن زبان را پیش
نظر دارد چنانچه در یک قصیده موافق دستور عرب با کیفیت حرکت
قافله رخصت شدن محبوب، و احوالات سفر را نوشته
الا یا خیمگی خیمه فرو هل
که پیش آهنگ بیرون شد ز منزل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
