Machine transcription
۱۹۱
همی گفت از ان پس دریغادریغ که شد ماه تابنده در زیر میغ
غریباً بوی امدم در کمند که از بند جست ومرا کرد بند
زهی چشمه بندی که آن برسون بتیغم نه خست و مراریخخت خون
ندانم چه کرد آن فسون گزین که ناگه مرا بست راه سخن
به زاری مرا خود بباید گریست که دلدار خود را ندانم که کیست
همی گفت میسوخت از غم بسی نمیخواست رازش بدانیکسی
ولی عشق پنهان نماند که راز بمردم نماید همی اشک باز
غم جان برآرد خروش از درون اگر چند عاشق بود ز و فنون
درین اشعار تمام ادای شاعری عشقیه موجود اند و یک
رنگ خفیف استعارات و تشبیهات هم دارد و نیز از ترکیبهای
شاعرانه نیز خالی نیست . ولی فردوسی را فراموش نشده که
در نوشتن داستان سهراب مصروف است نه که در قصه محمد شاه
و واجد علی شاه ازین است که فوراً بزبان هومان سهراب را نصیحت
میکند دقت کنید که نصیحت یک فاتح بلند حوصله چه انداز دارد
از ان کار هومان نبودش خبر که سهرابرا هست خون جگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
