Machine transcription
۱۹۲
ولی از فراست بدان نقش بست که او را لیشانبی داد و ست
به دام کسی پای بند آمدست ز زلف تهی در کمند آمد است
نهان میکند درد خونین دل است هوس میرود راه با در گل است
یکی فرصتی جست و گفتش به راز که ای شیر دل گرد گردن فراز
فریب پری پیکران جوان نخواهد کسی کو بود پهلوان
نه رسم جهان گیری و سر وریت که از مهر ماهی بباید گریست
ز توران به کاری برون آمدیم شناور بدریای خون آمدیم
اگر چند این کار باشد به کام ولی هست در پیش رنج تمام
بیاید شهنشاه کاؤس طوس چو رستم که بر شیر دارد فسوس
بعد ازین اسمای پهلوانان ایران را شمار کرده میگوید که ـ
توئی مرد میدان این سروران چه کارت بعشق پری پیکران
تو کاری که داری نه بردی بسر چرا دست بازی بکار دگر
به نیروی مردی جهان را بگیر ز شاهان بدست آر تاج و سریر
چو کشور بدست تو آید فراز بهر جای خوبان برندت بناز
از ان گفته سهراب بیدار شد دلش بسته بند پیکار شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
