Machine transcription
۹۰
خیلی مشوش میشود لیکن بعد از غور وفکر محسوس میکند که با اینهمه رنجها و عذابهای
الیم لذتی که در عشق است در هیچ چیز نیست ، دلداده میگوید ـ
جای فسوس نیست به ذوق دیارعشق هرچند ظلم است و ستم هست و داد است
خویش را بر نوک مژگان ستم کیشان زدم آن قدر زخمی که دل میخواست در خورند
اگر عاشق بمقابله حریفان عشق دعوی فضیلت خود کند اثباتش را بدون اینکه
او زخمهای بیشتر خورده دیگر بچه چیز میشود؟ چنانچه میگوید ـ
ما و بلبل عرض چاک سینه میکردیم دوش نازپرورد گلستان زخم خاری هم نداشت
۳ ـ هر چیزیکه بکمال میرسد بعد ازان اثری برای آن نمیشود لیکن عشق ازین قانون
مستثنی است عشق از آغاز تا انجام یکسان لذت بخش ولطف انگیز است
عشق در اول و آخر همه ذوق است و سماع این شرابی است که هم پخته و هم خام خوش است
٤ ـ عشق یک وصف اعلی دارد که همه رذائل را باخلاق حسنه تبدیل
می نماید از طبیعت عاشق ـ بغض ـ کینه ـ حسد ـ خود پرستی ـ فخر ـ وغرور ـ
وغیره را فنا کرده بجای آن رقت وسوز وگداز می آورد و انسان سراپا محبت
وکشش و تواضع میگردد، وقتیکه حضرات صوفیه به طالبی تعلیم تزکیه نفس میفرمایند
اول سبق شان عشق ومحبت میباشد چه این آتش است که همه چرکها را پاک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
