Machine transcription
۸۹
و همین مضمون را شعرای فارسی بطریقهای پر اثر گوناگون ادا نموده اند که اندازه ان
از تفصیل ذیل حاصل میگردد
۱۔ عشق چیزیست که آدم از اسم آن لذت می بردارد، عاشق فقط
لفظ عشق را بزبان می یارد که از لذتش مست و بیخود شده می افتد. شاعری
مضمون مذکور را بدین مصرع ادا می کند
ع۔ عشق میگویم و جان میدهم از لذت او
۲۔ در عشق هزارها مصایب پیش می آیند از مقامات بسیار سخت و خیلی
دشوار عبور میکنند چرا که نشان منزل معدوم میباشد، لیکن بر مصیبت لذتی
و بر دردش دو ابطرم می آید بهر قدمش چنان راحت نصیب عاشق میشود
که گویا بمنزل رسیده است چنانچه میگوید *
رهروان را خستگی راه نیست عشق هم راه است و هم خود منزل است
عاشق داو میزند لیکن فریادش ازین نیست که چرا گرفتار شد بلکه برای
اینکه عمر گذشته اش بیهوده چرا گذشت، شاعری میگوید *
ناله از بهررهائی نکند مرغ اسیر خود افسوس زمانی که گرفتار نشد
اگرچه عاشق از ظلم و ستم و بیوفائیها و بی اعتنائیهای محبوب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
