Machine transcription
۷۱
تهمت زده ام که در بعشق دیگری باش پرسند که غیر از تو بعالم دگر هست
بهر تو شنیده ام سخنها شاید که تو هم شنیده باشی
مصرع ثانی ابهام دارد، این معنی هم ممکن است که تو هم حال مرا شنیده باشی و
این هم که شاید مثل من تو هم سخنها شنیده باشی -
به تمنای تو ترک دو جهان گردون مهربانی تو هم در خور آن می بایست
شوق نگذاشت که دستی بنهم در و دیار ورنه این راز هنوز از تو نهان می بایست
وحشی یزدی شاعر مشهور و همعصر عرفی است اوحدی
به نسبت او میگوید :
« وقتی که مولانا محتشم طنطنه شاعریش قاف تا قاف گرفته بود او
در برابر آمد و طرز نوینی در عرصه آورد و هم در زمان او طرز او را منسوخ گردانید »
لیکن این هر دو دعاوی غلط اند نه وحشی طر ز نوی ایجاد کرد و نه محتشم طرز خاص داشت
که وحشی آنرا منسوخ میکرد، شک نیست که وحشی در عشق شاهدان بازاری
عمر بسر برده بدینوجه بر دل او واردات هوس پرستی خیلی نازل شده و نیز توا
که همه را ادا کند، و اسوخت از ایجادات اوست چنانچه خاتمه او هم بر همان شد
آتشکده مینویسید که وحشی در حالت باده نوشی جان داد و بحالت مرگ غزل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
