Machine transcription
۲۹
بهمه ملک محیط گشت از اهل در بار خود پرسید که در حالاہم کسی باقی است که او
از طاعتهم عار داشته باشد ؟ گفتند بلی، عمر و ابن کلثوم (که شاعر مشهور
بنی تغلب است) پادشاه با و دعوت داده خواست و نوشت که عیال داری
خود را هم با خود بیار و، ابن کلثوم بدر بار آمد و زنها بحرم شاہی رفتند مادر شاہ بچیز
اشاره نموده مادر عمر و ابن کلثوم گفت و این را برداشته بمن بده او بجواب
گفت " انسان باید کار خویش را خود بکند " مادر شاه دوباره فرمایش نمود که او صدا
بر اور د" وا تغلباه والی الآہ !، یعنی وای تغلب وای ذلت ! عمر و ابن کلثوم
آواز مادر خود را از بیرون شنیده فهمید که بحرم مادرم ذلتی رسیده است فوراً
سر پادشاه را از تن قلم کرد و جان خود را سلامت از انجا کشید، و ازین واقعه
در ہر دو قبیله یک جنگ مہیب شد و هزار ہا دلاور از طرفین کشته شدند،
عمر و ابن کلثوم بر واقعه مذکور قصیده نوشته در میله عکاظ بجوش و فخر خواند و تا
یک زمانه در از ہر پر طفل بنی تغلب این قصیده را نوک زبان داشت - ادیبان
مسلم گفته اند که این قصیده تا دو صد سال در قبیله تغلب جوش شجاعت را
محافظه نمود، این قصیده را بآب زر نوشته بر در کعبه آویزان کردند همین است که
انرا به معلقه (آویزان کرده) یاد میکنند و امروزه در کتاب سبعہ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
