Machine transcription
۲۱۲
عارف راحی بردا و را احساس مصائب و آلام دنیا باقی نمی ماند بلکه این
حوادث در نظرش بصورت ادائی و کرشمه ها ی محبوب اصلی جلوه
می نمایند زهر را او تریاق می بیند، حضرت بهلول از درویشی پرسید که «چسان
میگذرد؟» درویش جواب داد که «همه عالم باشاره ما روان است »
بهلول تفصیل این اجمال را خواست درویش گفت :
این قدر بشنو که چون کل کار می نگردد جز به امر کردگار
چون رضای حق رضای بنده شد حکم او را بنده خواهنده شد
یعنی من آرزو، رغبت و رضای خویش را در رضای الهی فنا کردم
بدین سبب من محسوس میکنم که چیزیکه در میان زمین و آسمان میشود همه موا
فق مرضی و رغبت من میشود پس من آنم که
سیل جویها بر مراد او روند اختران زان سان که خواهد بشنوند
بی رضای او نیفتد هیچ برگ بی قضای او نیاید هیچ مرگ
بی مراد او نه جنبد هیچ رگ در جهان ز اوج ثریا تا سمک
حقیقت خدا معلوم نیست
متکلم و فلسفی هر دو دعوی دانستن ذات و صفات دارند لیکن یزدان
له دعوی دانستن ذات و صفات باری را به متکلمین نسبت نمودن و همرنگ فلاسفه او شانرا بقید شرح در صفحه آینده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
