Machine transcription
۱۳۲
تصرفات تو ایام دادگر کرده است زوعده تو یک امروز کو که فردا نیست
در بزم یار دوش در صلح باز بود من ساده لوح بودم و او عشوه ساز بود
بود آن گمان غلط که بآخر رسید کار پنداشتی که اول ناز و نیاز بود
فغان از قاصدان بی تصرف زخود یکبار پیغامی نسازند
جانب من گونه بیند غیر کو خوشدل شود صد گله چون جمع گردد یک تغافل میشود
خواب گشته ام از دست علاج این که چون برون روم آنرا بخانه بگذارم
از نکه چشم تهی گشت و تماشا مانیت در زبان فخر نمانداست سخنها اند است
صد بار جنگ کردی و ما صلح کرده ایم او را خبر نبوده زصلح و زجنگ ما
دوره فصل خزان گیر خار خار جوش گل بگیر آئینه در کف تا بهار رفته برگردد
صبح شب هجر صرف بجلوه محبو ب رو مینماید
بر ما گر تو رحم کنی ورنه آفتاب شبهای هجر را نتواند سحر کند
روزم تو بر فروز و شبم را تو نور ده این کار تست کارمه و آفتاب نیست
شراب خورده انکار کردن و تکبر میری گنه الزام نیابد
شکل مستانه و انکار شرابش نگرید تا ندانند که مست است شتابش نگرید
تنه گوید نزدم جام زو آتش بدلم چهره افروختن و میل کبابش نگرید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
