Machine transcription
۱۲۳
از هلاکم هردم اظهار پریشانی کند این سخن تا بهر تسکین دل ناشاد است
نامه بمحبوب
واقعاتیکه در وقت نامه نوشتن بمحبوب پیش می آید آن یک
عالم جدا است و یک یک ذره اش را شعرای ما سیر کرده اند
۱- عالم شوق است که یک یک سخن را صد صد بار مینویسد -
بجانان نامه هرگز عاشق بیمار ننویسد که از بی طاقتی یک حرف را صد بار ننویسد
۲- اکثر واقع میشود که در نامههای دیگران ذکر معشوق میآید -
به غیری نامه ننویسد اسیر عشق کردن بگردد بیخود و صد جا حدیث یار بنویسد
۳- اگر نامه یار دیر میکند عاشق بخیال میافتد یا در زندگی من شبهه
دارد که نامه نفرستاد -
نمی داند که از درد فراقش زنده ام یا نه ازان هرگز سلامم آن فراموش کار ننویسد
اداهای جورناک معشوق
۱- تا مرا در نظر مدعیان خوار کند هرچه گویم بخلاف سخنم کار کند
سخن مدعیان را کند از من پنهان و انچه از من شنود بر همه اظهار کند
۲- بعد از مدت دراز حال عاشق را جویان میشود مگر ظلم این است که آن هم از وظیفه میرسد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
