Machine transcription
١١٤
از ادای لطف و مهربیل عاشق ذره امید می تابد و باز گل می شود.
این جور دیگرست که آزار عاشقان چندان نمیکند که بیداد خو کنند
از ان بدرد و گر غصه زمانگین فارم که شیوه های ترا با هم آشنائی نیست
٣- عاشق برای اخفای راز آمد و رفت خود را برای دو سه روز معطل
ساخته بود که بهانه بدست محبوب آمد و بدین جرم برای ابد از در
خود طردش نمود
رفتم دو روزی از درش از بهر مصلحت دیگر مرا نخواند و همانرا بهانه ساخت
٤- عاشق سخنی در پرده راز پرسان میکند لیکن جوابش آشکارا میدهد
که همه مردم خبر میشوند
چنان گوید جواب من کزو گرد در قیر آگے بمحفل گر من بیدل از و حرفی نهان پرسم
٥- محبوب در بزم پهلوی خود عاشق را جای میدهد که بطرفش راست
دید نتواند.
در بزم ازان به پهلوی خود جاد ہد مرا تارست سوی او نتوانم نگاه کرد
٦- محبوب بعد از مدتی از احوال عاشق جو یا میشود لیکن از خود عاشق نی بلکه از رقیب میداند
پس از مدت اگر حال من بیمار می پرسد نمی پرسد زمن آن نیز از اغیار می پرسد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
