Machine transcription
١٠٦
حالا نکه هیچ نشنیده است ــ
سازد خموش تا من حسرت کشیده را گوید شنیده ام سخن ناشنیده را
٢ـ معشوق در بزم با اغیار گرم محفل است و عاشق را هم خواسته
مگر قصداً شخصی را فرستاده که خانه اش نمی داند ــ
با خبر نشینی و فرستی بپی ما انرا که نداند ره کاشانه ما را
٣ـ اتفاقا از زبان محبوب یک کلمه مهربانی در مجونی می براید ـ
لیکن در تلافی اش پی در پی سخنهای غلط انداز میگوید که عاشق باور نکرده
بداند که اینهم یک سخن هوائی بود ــ
یکبار نگفتی سخن مهر که در پی صد گونه حدیث غلط انداز نگفتی
٤ـ بعد از عرصه در از از احوال عاشق حیلن می شود مگر بدین طرز
که از خود عاشق نی بلکه از رقیبش پرسان مینماید ــ
پس از عمری اگر حال من بیمار می نمی پرسد من آن نیز از اغیار می پرسد
٥ـ محبوب اتفاقاً وعدۀ را ایفا می نماید لیکن مقصدش این می باشد
که بوفا نمودن یک وعده موقع بدست می آید که هزار وعده خلافی نماید
بهر هزار وعده خلافی دیگر ست گر از هزار وعده یکی را وفا کند
قیمت رساله ۱۲۰۰ قید رساله ۱۲ دیناریکعباسی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
