Machine transcription
۱۸۷
بعد از سیر و سفر مزار شش سال در هند پدرش عقب او تا باگره آمد و او در
برہانپور از آمدن پدر خود اطلاع یافت و قصیده در مدح خواجه ابوالحسن پدر
ظفرخان ۱ استدعای رخصت خود گفت ابیات ذیل از ان قصیده است
نواب خواجه بوالحسن آن بحر بیکنا آن رحمت مجسم وانمعنی وقار
بائیک بد چو آینه صافست باطنش نشسته است بر دل موری از ان غبار
قدر سخن شناس خدیوا ز روی لطف کوئی بدستان من دلشکسته دار
شش سال پیش رفت که از اصفهان افتاده است توسن عزم مرا گذار
در سایه حمایت سرو ریاض تو آسوده بوده ام ز ستمهای روزگار
محمود روزگار ظفرخان که همچو او در یاد بی نشان ندهد چشم روزگار
هفتاد ساله والد پیری است بنده را کز تربیت بود بمنش حق بی شمار
آورده است جذبه گستاخ شوق من از اصفهان باگره و لاهورش اشکبار
زان پیشتر کز اگره معموره دکن آید عنان گسسته تر از سیل بیقرار
این راه دور را ز سر شوق طی کند با قامت خمیده و با پیکر نزار
(۱) ظفرخان پسر خواجه ابوالحسن صاحب کمال و مربی اهل فضل بود و طبع شعر داشت دیوان مختصری از و بود
بعد از فوت پدر حکومت کشمیر را استقلا دریافت و در سنه در گذشته از وست
دلم بکوی تو امیدوار می آید نگاه دار که روزی بکار می آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
