Machine transcription
۲۸۸
دارم امید رخصتی از استان تو ای استانـت کعبـه امیـد روزگار
مقصود چون برآمدنش بردن من است لب را بحرف رخصت من کن گهرنثار
با جبهه کشاده تر از آفتاب صبح دست دعا بـدرقه راه من برار
مرزا پس از رخصت با ظفر خان که از حضور شاه جهان به نیابت پتخود حاکم کشمیر مقرر گردید
سیر اسعد و دعو و وبعد با ایران برگشت و دران جایدریار تا جداران صفوی بعزت می
زیست و از حضور شاه عباس ثانی برتبه ملک الشعرائی ارتقا جست ولی بعد ها
شاه سلیمان التفاتی بمیراند اشت چه گویند شاه سلیمان خیلی خوشگل بود. در اول
جلوس میرزا را بانشاد شعری تکلیف نموده او بیت ذیل را بحضور خواند:-
احاطه کرد خط آن آفتاب تابانرا گرفت خیل پری در میان سلیمانرا
شاه از استماع این بیت خار خورده و تا مرز احیات داشت از و سرگران میبست
میرزا در اخیر عمر بحضور جعفر خان صدر عظم عالم گیر بیت ذیل را بهند فرستاد:-
دور دستانرا باحسان یاد کردن همتست ورنه هر نخل بپای خود ثمر می افکند
صدر عظم باختلاف روایت پنجهزار روپیه یا پنجهزار اشرفی بجهته نوا صله فرستاد مرزا
در اصفهان سنه وفات کرد و بنابر وصیت غزلش را که مطلع آن اینست بر لوح
مزار او کنده اند:
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
