Machine transcription
١٦١
بهار
چهره پرداز جهان رخت کشد چون بحمل شب شود نیم رخ و روز شود مستقبل
چشم شب تنگ شود دایره عوکس دیده روز بتدریج بر آید احول
مردم دیدۀ آن ژاله و گرما بصفت بیضه دیده این روغن و دیبا بمثل
بعد ازین ترجمه روز شود صاحب کل بعد ازین شب بنگین شب کند عبد القل
وقت آنست کنون کز اثر عیش و نشاط می گنجد بصراحی و صراحی به بغل
ناصیه چون چمن سبزه دهد اتمامش ناقص از کار که آرند بباغ از تحمل
عرق از شبنم گل داغ شود بر رخ حور اخگر از فیض هوا سبز شود در منقل
چمن آید بچمن بهر تماشای حسب حال بلبل آید به بلبل تمنای غزل
حور گیسو بمیان بسته در آید بچمن تا لبا کند از سنبل و گل جیب و بغل
آمدن چمن تماشای چمن و آمدن بلبل تمنای غزل شنودن نزد بلبل از تازه ادائی
عرفی است و همچنین پر کردن حور جیب و بغل خود را از گل و سنبل چمن از استعاره
های جدید او باشند که مبالغه نموده از شادابی و سرسبزی چمن. و درین قصیده ربیع
بفخریه خطاب بممدوح میکند.
داد یکشہر ز عرفی بستان کاین مغرور کبر و نازش نه باندازه قد است و عمل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
