Machine transcription
١٦٧
پر غروری است که تا من در مدحتی زدم این گمان داشت که در دهنش نیامده دل
نیم تحسین بکن ار گوید صد بیت بلند که دماغش شده از سوء طبیعت مختل
هر سر مویش اگر باز شکافی بخرد سومناتی است که چیده است دلائل سبل
یعنی در هر سر موی خود از خرد و کمال بتخانه دارد؛ عقل و کمال را به
بتان و هر سر موی اعضا را بتخانه تشبیه کرده و از کمال خود باین زبان
لطیف لاف زد و بطور ساده نگفت من بسیار کمال دارم
حقیقة قوه طبع شعری یافتن مضمون تازه و ادا کردن آنست در کلمات
خوش آیند و جملاتی موزون و مناسب بمعنی که متوسطین انرا سنگینی الفاظ
و پختگی معانی و عذوبت کلام و تازگی ادا و امثال آن گویند و ادبای عصر جزالت
و انسجام و آهنگ و غیره نامند این است که مضمون بستن عرفی را واله
داستانی بپختگی معانی و سنگینی الفاظ و عذوبت کلام و تازه گی اد تعبیر کرده
و شوالحجم زور کلام و تازگی تشبیه و جدت ترکیب و قوه طبع گفته اظهار
فخر از سنت شعر است ولی عرفی منتهای درجه مغرور و خود ستا بوده
از انجهت
چندان مرغوب عموم نبود . عادت شعرا قسم خوردن نیز میباشد و ابیات مشتمل بر قسم
را اشعار قسمیه گویند این چند بیت از قصیده اوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
