Machine transcription
(٣٨٤)
ذقن را چاه و زلف را دام خطاب داده اند که تشبیه صحصاحست
اما در اینجا بر جستگی و چستی ترکیب سخن کلام سلمان را از خواجه
صاحب سبقت دارد، مصرع آدم آمد پی دانه و در دام افتاد
آدم، دانه، دام، این الفاظ بدان حسن ترتیب روان باهم
جمعیت میکنند که مصرع را خیلی برجسته و خوشنما بنظر در
می ارند و مصرع خواجه صاحب در این موضع گر نگی بهم
میرساند و مخصوصا لفظ آه که سخن را بکلی از وزن انداخته
سلمان
حافظ
دام زلف تو بهر حلقه طناب دارد آنکه از سنبل او غالیه تابی دارم
چشم مست تو بهر گوشه خرابی دارد باز بادل شدگان ناز و عتاب دار
خون چشم من از ان ریخت که ناظن بند چشم من کرد بهر گوشه روان سیل سرشک
که بر یش مردم صاحبنظر ابی دارد تا سهی سرو ترا تازه بابی دارد
رسن زلف تو سرشته چا من دو شمع ماه خورشید نمایش پس پرده زلف
هر یک از تابش رخسار تو تابی دارد آفتابیست که پیش سحابی دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 391 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00391.jpg)