Machine transcription
(۳۸۳)
سلمان حافظ
کی بود کی که بگوید سراسر غنایم طالب لعل گهر نیست گیتی خورشید
که فلان یار شما یار فلانیست که بو اینچنین در عمل معدن کانیست که بود
در ازل عکس می لعل تو در جام افتاد عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد عارف از پرتو می در طمع خام افتاد
در قافیه جام شعر دیگر حافظ در مقابل خودرا
آن شد ایخواجه که در صومعه بازم بینی کارمن بارخ ساقی لب جام افتاد
سلمان حافظ
عشق بکشتن عشاق تفاءل میگیرد صوفیان جمله حریفانند و نظرباز ولی
اولین قرعه که زد بر من بیدل افتاد زان میان حافظ سودازده بدنام افتاد
خال مشکین تو در عارض گندم گون دید در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آدم آمد پی دانه و در دام افتاد آه کز چاه برآمد و در دام افتاد
از مقابله اشعار آخری چستی های بندش کلام برائے هما
واضح میشود که شعر سلمان بلحاظ معنی هیج ناموزون است
زیرا که چهره را بادام نسبتی نیست و برخلاف آن حضرت خواجه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 390 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00390.jpg)