Machine transcription
(٣٤٩)
برق عشق از خرمنشین بے سوخت سو جور شاہ کامرا گر بر گذار رفتہ نیست
گرد لم از غمزهٔ دلدار تابی برد برد در میا جان جانان تا مزار رفتہ نیست
گهی از دل عاشق جذبه بر می آید که معشوقه را د یگران هم دوست
خواهند داشت ولی همچو من دل باخته ناز و جان بخش و مربا
که خواهد بود، میخواهد که این حقیقت را بصفو صدق و محبت اتحاد
را بلب کند
ساخته بوسیله نیاز ند رانه نظر معشوق نماید، وحضرت خواجہ عالیجاه
این کیفیت را این گونه بمعرضه میرساند، . ه
شبی مجنون بیلی گفت کای محبوب پی پروا ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
افزون
درین موقع لفظ مجنون جسن بلاغت را بسلی فزون ساخت که کا گریم دران
بسیار جا
همین مضمون بشمار طبع آزمائی شده اما پیرایہ باین سرمایه موزون دیگری
کسی را حاصل نشد.
بعضی اوقات که ناز و تمکین معشوق از حد تجاوز میکند
عاشق شیفته بی تحمل شده میگوید که انداره باید گذشت ،
دلبردارد
در دنیا هزارها محبوبه کاملے با حسن و جمال میباشند، معشوق ہم
او صید
میداند که همچنین است اما اظهار این خیال از کمال بیعشق بیقرار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 354 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00354.jpg)